السيد الخميني
307
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مىزنند . اينها از يك مطلب مىترسند ، و آن اسلام است . مخالفين ما از اسلام مىترسند . هر چه وابسته به اسلام است ، اينها اگر از آنها انتقاد مىكنند ، آن نقطهء اصلى كه آنها مىخواهند حمله كنند خود اسلام است . همان طورى كه در زمان اين پدر و پسر خبيث « 1 » ، از اسلام چون خارجيها مىترسيدند ، اينها را وادار كردند كه با اسلام مخالفت كنند ، لكن در پوشش اينكه با روحانيت مخالفت كنند ؛ با منبر مخالفت كنند ؛ با محراب مخالفت كنند ؛ مجالس را قَدَغَن كنند . در اين پوششها ، اسلام نقطه نظر بود . براى اينكه آنها از شما اگر بترسند ، براى اينكه شما كارمند اسلام هستيد ؛ شما طرفدار اسلام هستيد . از اين جهت ، مخالفتشان با شما مخالفت با اسلام است . همانندى قلمهاى زهرآگين با سرنيزههاى سابق تشكلات آنها الآن همان نحوى كه در سابق بوده است ، و آنها با قُلدرى عمل مىكردند ، حالا اينها با تشكُّل و با قلمهاى زهرآگين و صحبتهاى انحرافى مشغول شدهاند . آنها سابق با سرنيزه اهل علم را ، اهل تقوا را ، مؤمنين را مىكوبيدند ؛ با سرنيزه مجالسِ وعظ و خطابه را ، مجالس عزادارى بر شهدا را ، مىكوبيدند ؛ اينها با قلم . قلم اينها همان سرنيزه سابق است ، آن سرنيزه به صورت قلم درآمده . ساواك به منزله ، به صورت يك گروههاى ديگر درآمده ؛ و مقصد همان مقصد است ، بايد بيدار بشود ملت ما . مخالفت با اسلام در قالب مخالفت با ولايت فقيه به صورتهاى مختلف با اسلام مخالفت مىكنند . در مجلس خبرگان به مجرد اينكه صحبت ولايت فقيه شد ، شروع كردند به مخالفت . حتى در آخر اين اخيراً ، در همين دو روز - سه روز پيش از اين ، در يكى از مجالسشان اين منحرفين ، اينهايى كه از اسلام هيچ اطلاع ندارند ، اينهايى كه مخالف با اسلام هستند ، در مجلسشان گفتند كه اين مجلس خبرگان بايد منحل بشود ! و ديگران هم دست زدند براى آن يا تظاهر كردند . اينها از
--> ( 1 ) - رضا خان و پسرش محمد رضا پهلوى .